تبليغاتX
راه حلی برای آینده

راه حلی برای آینده

تعهد

آمیزش جنسی

عشق


انسانها در هر مرحله ای از عمر خود ارتباطات مختلفی را برای خود ایجاد می کنند و با توجه به تغییر محیط زندگی ارتباطات نیز خواه ناخواه تغییر می کند.

بعد از ازدواج نیز یکی از مراحل زندگی است که به طبع ارتباطات تغییر خواهد کرد. بهمین دلیل یکی از مشکلاتی که معمولا زوجهای جوان با آن روبرو هستند عدم پذیرش این تغییر می باشد. این عدم پذیرش گاهی از اوقات منجر به اختلافات وحشتناکی نیز می گردد. اما روی دیگری نیز برای این عدم پذیرش وجود دارد و آن تمایل برای حفظ و یا برقراری  ارتباط است. اگر با جزئیات بیشتری به آن نگاه کنیم ارتباطات وقتی خیلی مشکل ساز می گردد که با جنس مخالف و در پی تمایلات خاص باشد.

به نظر می رسد که باید یک سری از مفاهیم را روشن تر مورد بررسی قرار داد تا بتوان اظهار نظر شفاف تری نمود.

به نظر می رسد که ارتباطات دارای سه بعد یا دلیل باشد و تعاملات آنها را به نحوی  باید مورد ارزیابی قرار داد.

 

حال اگر هر یک از این اجزا را مورد بررسی مجدد قرار دهیم می توان به فهم مطلوبی از مفاهیم دست یافت. این اجزا یه شکل مثلثی است که سه راس آن را اجزاء: تعهد، عشق و آمیزش جنسی تشکیل داده اند.

 

تعهد: در ازای رابطه دو طرفه و در اثر پیمان بستن بوجود می آید اگر چه راهکار هایی برای استحکام عمل به آن وجود دارد اما در عمل هیچ عاملی بغیر از اخلاق نیست که بتواند تضمین دهنده برقراری تعهد گردد. تعهد در اثر وجود منافع حاصل می گردد و به نطر می رسد تا منافع مشتري  وجود نداشته باشد دادن تعهد امر سفیانه می باشد.

 

عشق: برقراری ارتباطی فراتر از محیط فیزیکی که در آن حضور داریم درک آن بسیار سخت است و برای ایجاد نیاز به زمان وجود دارد اغلب افرادی که حاضر نیستند زمان مناسبی را صرف آن نمایند عشق را سوء تفاهم می داند و من نیز اعتقاد دارم که حداقل زمان لازم برای پا گرفتن عشق حداقل 10 سال است.

 

آمیزش جنسی: از غرایز انسانی است نمی توان نادیده اش گرفت اما باید به اندازه خودش به آن بها داد.

 

افراد متاهل بعد از ازدواج به خصوص آقایان تمایلاتشان به جنس مخالف اصلا کاهش نمی یابد و تنها راه موجود کنترل آن است به نوعی برای متعهد ماندن به پیمان فقط باید خود را کنترل کرد. اما اگر تعهد شکسته شد آیا به عشق نیز خدشه وارد می گردد. سوالم را طور دیگری می پرسم، آیا در صورت برقراری ارتباط جنسی با کسی به غیر از انکه به او تعهد داری باعث زوال عشق می گردد. اینگونه نیست چرا که عشق از عمق بیشتری برخوردار است و آمیزش جنسی لحظه ای است. بنده نیز به عنوان یک آدم متاهل ممکن است از زیبایی های یک خانم لذیت ببرم که این خود نوعی از آمیزش است نه در واقع بلکه در ذهن اما ذره ای از علاقه ام و ذره ای از تعهدم به همسرم نمی کاهد افرادی را می شناسم که روابط جنسی خارج از زندگی زناشویی خود دارند اما همچنان با محبت و علاقه به زندگی خود ادامه می دهند ابتدا فکر می کرد که عجب افراد ریا کار و دو رویی هستند اما به تدریج و پس از برقراری ارتباطات بلند مدت پی بردم که این افراد واقعا به همسر خود عشق می ورزند آنها زن خود را دوست دارند اما دلیل نمی شوند که غریزه خود را نیز در درون او جستجو کنند. برای این امر دلایل زیادی وجود دارد که می توان آنها را بررسی کرد. البته می دانم که خانمها باور نمی کنند اما اگر همسر شما با زن دیگری همبستر می شود اصلا به معنی عدم داشتن علاقه به شما نیست بلکه او به دنبال راهی برای ارضاء غریزه خود می گردد. غریزه را با عشق در هم نیامیزید. عشق مرتبه ای بالا دارد. عشق از جمله مهمترین تکاملات انسانی است. اما امیزش جنسی نیازی است آنی که البته اگر با عشق همراه باشد لذتی جاودانه دارد. و هر آنگاه که مردی این لذت را حس کند به تمام زندگی خود پشت پا خواهد زد پس اگر همسرتان با زنی دیگر است خیلی نگران نباشید چون او شما را بیشتر دوست دارد.

جالب است که بدانید پس از ازدواج کنترل کردن بسیار سخت تر است پس مردانی که خود را در برابر این غریزه کنترل می کنند پایداری قابل تحسینی دارند. برای من که تا به امروز پر از هیاهو بوده و خوشحالم که تنها 2 ثانیه انحراف داشته ام آنهم در ذهن می دانید هوای مطبوع جنوب در زمستان و هتل پر از مسافر و تنهایی و ..... پس پایمردی می تواند در این شرایط سخت باشد.

البته از زاویه مردان حرف زدم چون با دنیای زنان بیگانه ام من مردم ذهنیات و تفکرات یک زن را نمی شناسم اما در مورد مردان این موضوع را خوب می دانم.

ببخشید از کلمات رایج استفاده نکردم از ترس فیلترینگه

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 10:3  توسط م.ط  | 

سلام

چند صباحی است سرنوشت من با منطقه آزاد قشم گره خورده، تقریبا از سال 82 تا کنون به این منطقه رفت و آمد داشته ام اگرچه آنچه می نویسم حاصل یک کار تحقیقاتی نیست اما بر اساس مشاهدات شکل گرفته که تقریبا مورد تائید اکثریت قریب به اتفاق ساکنین جزیره نیز بوده است.

در یک جمله می توان قشم را اینگونه تعریف کرد: پنجمین جزیره بزرگ دنیا که اصلا حال و روز خوبی نداره. این منطقه از زمانی که یادم است دوران نزولی خود را طی کرده به عبارت دیگر نه تنها رشدی نداشته بلکه روز به روز نیز وضعیت بدتری پیدا کرده. امروز قشم تبدیل شده به پاتق توریستهایی که دنبال اجناس ارزان قیمت با کیفیت پائین می گردند. این توریستها حاضر نیستند تا پول زیادی خرج کنند ضمن اینکه هیچ محلی برای ارائه خدمات تفریحی نیز برای توریستها در نظر گرفته نشده است. چند دانشگاه در این جزیره حضور دارند که موجب دلگرمی است. دانشگاه آزاد به عنوان پیش قراول، دانشگاه کارلتون کانادا، دانشگاه شیراز و دانشگاه شهید بهشتی پیش بینی می گردد که این دانشگاه ها می توانند به عنوان عوامل توسعه مطرح باشند. در حال حاضر نشانه ای از توسعه مبتنی بر دانشگاه در منطقه دیده نمی شود. اگر چه کسبهای محلی از وجود دانشجویان خوشحال هستند چرا که آنان باعث رونق کسب و کار آنها شده اند اما به کار گیری این افراد در منطقه آزاد توسط بخشهای مختلف اقتصادی صورت نگرفته است. در حالی که همین افراد با مراجعه به شهر خود توانسته اند در بخشهای مختلف به کار مشغول باشند. مراکز خرید متعددی طراحی و ساخته شده که تقریبا بجز چهار تا از آنها بقیه غیر فعال هستند.  بهمین دلیل بغیر از اندکی از افراد بقیه لقای کار کردن در قشم را به عطایش بخشیده اند. در حالی که همین مراکز تجاری می توانند به عنوان عوامل توسعه مطرح باشند.

در نهایت حضور پررنگ سپاه پاسداران اسلامی در منطقه کاملا به چشم می آید و گلایه های متعددی نیز در این رابطه به گوش می رسد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 9:20  توسط م.ط  |