مدتي نبودم و مدتي را نيز بايد مي دويدم تا نبودنم را جبران نمايم. دو ماه آموزش سربازي در پادگان شمالي كشور دوران سخت، آموزنده و در نهايت متحول كننده اي بود. قبل از اعزام از اين دوره تنفري عجيب در ذهن خود ساخته بودم اما امروز معتقدم هر جوان ایرانی بايد حداقل براي 2 ماه اين دوران را پشت سر بگذارد چون تاثيرات شخصيتي خاصي را بوجود مي آورد و لزوم آن حتي براي تحصيل كردگان بيشتر احساس مي شود.
اما يكي از مضرات اين دوره فاصله افتادن در نوشتار هاي خود در اين وبلاگ بود. تا قبل از آن سعي مي كردم تا چيزي بنويسم اما با اعزام به سربازی مدتي تاخير افتاد وبعد از آن هم كه بايد عقب افتادگي از زندگي را جبران مي نمودم كه هنوز هم عقبم.
اين روز ها روي واژگان جديدي دارم فكر مي كنم و در آينده نه چندان دور مباحث جديدي را ارائه خواهم داد كه از جمله مطالب جدید به حساب می آیند.
مدتي ننوشته بودم و الان كه مي خوام شروع كنم خيلي حرف دارم اينقدر كه حول شدم و نمیدونم از كجا شروع كنم. اما براي اينكه اتصال مطالب تا حدودي حفظ شود بد نديدم مباحثم را از آخرين موضوع مطرح شده دنبال كنم. در ضمن مدت زمان زیادی هم نيست كه از عاشورا مي گذرد.
فرهنگ عاشورايي مد نظر مرجعيت رسمي ديني كشور كه عمدتا بر دو اصل استوار است. امر به معروف و نهي از منكر و ايستادگي در برابر زور و ظلم بايد زير ساخت توسعه كشور باشد.
حال ما مي خواهيم از اين گذر گاه چه نتيجه جامع شمولي بگيريم تا كشور در مسير توسعه قرار بگيرد من نمي دانم. نه اينكه حسين و قيامش بي ارزش هستند نه اما تعبير و تفسير اين حركت در فالب دو اصل ياد شده را نمي فهمم و ارتباط آن با توسعه را اي كاش مي شد اين ارتباط را توضيح داد.
